تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
تبلیغات جووووووووووووووووووووک
فقط جوک ، جک ، جوک ، جک
یه روز یه مامانه داشته بچشو می خوابونده ، بعد از ۲۰ دقیقه لالایی گفتن ، بچه میگه: مامان خفه شو دیگه ، میخوام بخوابم!
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 18:44  توسط HELL GHAK | 
سه شغل خیلی سخت:

۱ـ گدایی در اصفهان!

۲ـ شالی کاری در قزوین!

۳ـ تشخیص هویت در رشت!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 18:41  توسط HELL GHAK | 
به ترکه میگن: میدونی دو دوتا چند تا میشه؟

ترکه میگه: امکانش هست بیشتر توضیح بدین؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 18:37  توسط HELL GHAK | 
به ترکه میگن: دو دوتا؟

ترکه میگه: اَه ، باز این اومد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 18:36  توسط HELL GHAK | 
از یه قزوینیه در فرانسه می پرسن: قزوین کجاست؟

قزوینیه میگه: اگه کونت میخاره همین جاست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 18:30  توسط HELL GHAK | 
ناشی باشی تاشی توشه!

خاطره ی جهانگرد ژاپنی در سفرش به قزوین!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 18:24  توسط HELL GHAK | 
به ترکه میگن: یه خوردنی شیرین نام ببر!

ترکه میگه: خیار!

بهش میگن: خیار که شیرین نیست!

ترکه میگه: با چایی شیرین بخور نظرت عوض میشه!

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 14:33  توسط HELL GHAK | 
دعاي شب هاي يك كودك: خدايا ، ميدوني با اين كه كم آب خوردم ، باز جيش كردم ، پس كمكم كن صبح كتك نخورم ، آمين!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 0:14  توسط HELL GHAK | 
سر سفره عقد ، عروس بله نمی گفت. داماد یکم فکر میکنه بعد با صدای بلند میگه: عمو زنجیر باف!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 0:13  توسط HELL GHAK | 
زنه از شوهرش ميپرسه: از چي من بيشتر خوشت مياد؟ از صورت زيبا و يا هيكل متناسبم؟

مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي اندازه و ميگه: از اعتماد به نفست!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 0:11  توسط HELL GHAK | 
ترکه میره بنگاه معاملات ملکی ، بهش میگن: ما یه خونه داریم کنار راه آهنه ، سر و صداش زیاده ولی بعد از یه هفته عادت میکنی. 

ترکه میگه: ایرادی نداره! این یه هفته رو میرم خونه ی داداشم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 23:56  توسط HELL GHAK | 
یه روز یه آفتاب پرست میره روی جعبه مداد رنگی ، هنگ میکنه!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 2:2  توسط HELL GHAK | 
تركه آشغال رفته بوده توي چشمش ، بعد ایستاده بوده جلوي آيينه هي فوت ميكرده ، لره مياد بهش ميگه: بابا همين كارها رو ميكنيد بهتون ميگن خر ديگه ، آخه آي كيو ، اوني كه توي آيينه است بايد فوت كنه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 1:58  توسط HELL GHAK | 
تركه ميخواسته آب بخوره ، آب نبوده ، تيمم مي كنه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 1:55  توسط HELL GHAK | 
يه تركه يه پري دريايي ميبينه ، بهش ميگه: خانوم چقدر شما خوشگلين! زن من ميشين؟

پريه ميگه: آخه من كه آدم نيستم!

ترکه ميگه: خوب فكر كردي من آدمم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 1:53  توسط HELL GHAK | 
تركه مي خواسته نماز بخونه ، مهر نداشته. بجاش امضا مي كنه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 1:51  توسط HELL GHAK | 
تركه باباشو ميكشه ، ميره مرحله بعد!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 1:49  توسط HELL GHAK | 

یک روز ۳ تا دراکولا نشسته بودند. اولی گشنه اش شد گفت: من رفتم یه چیزی بخورم. بالهاشو باز کرد و رفت و بعد از ۵ دقیقه برگشت. تموم دهانش خون آلود بود.

دوستاش گفتند: کجا رفتی؟

گفت: اون ساختمون بلند را می بینید؟

گفتند: آره.

گفت: رفتم طبقه سوم ، یک دختر خوشگل آنجا بود خونشو خوردم!

دومی دهنش آب افتاد و گفت: ما هم رفتیم ، بال زد رفت و بعد از ۵ دقیقه برگشت دهنشو صورتش پر از خون بود.

بقیه گفتند: کجا رفتی؟

گفت: اون ساختمان بلند اولی هیچی ، اون برج بلند دومی را می بینید؟

گفتند: آره.

گفت: رفتم اونجا ، دو تا دختر خوشگل بودن. خون هر دو تاشون رو خوردم! سومی که ترک بود دید عجب کم آورده. هیچی نگفت و بال زد و رفت. ۲۰ دقیقه گذشت اون دو تا دیدند دراکولا ترکه آمد آقا سر تا پا خون!

فکشون کش آمد گفتند: بابا ایولا کجا بودی؟

ترکه گفت: اون ساختمون بلند اولی هیچی ، اون برج دومی هم هیچی ، اون برج سومی رو می بینید؟

اون دوتا گفتند: آره.

ترکه گفت: خوب من ندیدم!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 2:36  توسط HELL GHAK | 

ترکه با صورت باند پیچی شده میاد تو خیابون. رفیقش میگه: چرا اینقدر به صورتت باند پیچیدی؟

ترکه میگه: داشتم اتو میکردم ، تلفن زنگ زد. بجای گوشی تلفن ، اتو رو گذاشتم دم گوشم!

رفیقش میگه: پس اونور صورتت چی شده؟

ترکه میگه: تا اتو رو گذاشتم زمین تلفن دو باره زنگ زد!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 2:26  توسط HELL GHAK | 
خطبه طلاق جدید: یارب ، آن دلبر شیرین که سپردی به منش ، می سپارم به ننش ، از دست اخلاق انش!
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 0:28  توسط HELL GHAK | 
ترکه توی تابستون پتو میکشه روی خودش ، بهش میگن: ترکی؟

ترکه میگه: مگه از زیر پتو معلومه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 0:23  توسط HELL GHAK | 
ترکه شلوارش رو برعکس می پوشه ، بعد مادرش بهش میگه: الهی دورت بگردم ، وقتی داری میری انگار داری میای!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 0:21  توسط HELL GHAK | 
استاد ادبیات فارسی از دانشجوی دختر می پرسد: حال ساده چیست؟

دختر دانشجو میگوید: لب!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 0:16  توسط HELL GHAK | 
هزینه مکالمات ایرانسل ۴۹۹ ریال شده. از کی تا حالا؟

۱ـ از وقتی ایرانسل (ایران سل) اومده!

۲ـ از وقتی ایران وبا اومده!

۳ـ از وقتی ایران اوریون اومده!

۴ـ از وقتی ایران سرخک اومده!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 23:46  توسط HELL GHAK | 
لره داشته شير مي خورده ، می ميره. می دونين چرا ؟

چون گاوه می شينه روش!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 1:59  توسط HELL GHAK | 
 لره میره تهران ، زنگ میزنه خونه میگه: من دیگه ایران برنمی گردم!
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 1:56  توسط HELL GHAK | 
لره داشته با اتوبوس 100 تا می رفته ، بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز بریده. می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد. می بینه کاری از دستش بر نمیاد. به شاگردش میگه: مهران پاشو تصادف ببین حال کن!
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 1:54  توسط HELL GHAK | 
لره با خوشحالي به دوستش ميگه: بالاخره اين پازل رو بعد از ۲ سال حل كردم.

دوستش ميگه: ۲ سال خیلی زياده!

لره ميگه: نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 1:51  توسط HELL GHAK | 
بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام... شرمنده... روم به ديوار... اسمتون چيه؟

لره شاكي ميشه ، ميگه: اينجور كه تو پرسيدي ، اسمم انه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 1:49  توسط HELL GHAK | 
يه روز دوتا لر سوار يه تاكسي ميشن ، تاكسيه پژو بوده. بعد يكي از لرا به راننده ميگه: آقاي راننده يه نوار بزار حال كنيم.

راننده ميگه: خودت يكي از تو داشبورت انتخاب كن بزار.

لره هم از تو داشبورت بين چند تا نوار يه نوار ويديو پيدا ميکنه. هر چي سعي ميكنه بزاره تو ضبط نميتونه بزاره. اون رفيقش مي زنه تو سرش ميگه: اي گيج اين نوار مال تريلي نه پژو!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 1:46  توسط HELL GHAK | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
هدف نویسندگان این وبلاگ خنداندن و شاد نمودن شما مردم طنز پسند ایران میباشد. تمامی شخصیت هایی که نوشته شده است، صرفا جهت خنداندن میباشد. در پایان (اگر حال و حوصله داشتید!) نظر بدهید.

قدیم ندیما
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
انواع جوک
جوک ترکی
جوک لری
جوک متفرقه
جوک اصفهانی
جوک رشتی
جوک کردی
جوک آبادانی
جوک قزوینی
جوک عربی
رفیق رفقا
دانلودستان مینوس
جوک جوک
بهترین قالب وبلاگ(جوک)
:::::سرگرمی:::::
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
نمیدونم!

امکانات موس
ساعت شمارنده نظر سنجی خبرنامه





Powered by WebGozar

جستجو

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

وضعیت در یاهو وضعيت ياهو پرشین استیت رتبه در گوگل رتبه سنج گوگل پیام نما تبلیغات تبلیغات
 
س س < onLoad and onUnload Example